یادداشت ها و مقالات

دشمنان از طلب خون حسین ترسانند گیج در هیمنه­ ی امت ما می ­مانند

درس­تان نیست مگر از ورق حادثه ها 

شرمتان نیست مگر در قبل خون خدا

 

ننگ­تان نیست ز هم فکری با بیگانه؟

ترس­تان نیست ز مردم­کشی ای هم­خانه؟

 

ننگ­تان باد، اجانب ز چه رو برگشتند

تخم این فتنه به دستان شما­ها کِشتند

 

یادتان نیست که در فیضیه بیعت کردیم؟

جان نهاده به کفِ دست و رشادت کردیم؟

 

لیک پا در گذر حادثه­ ها لرزاندید

عشق را در ورق جاه چرا پیچاندید؟

 

تلخی­ اش هست، که شوق همه را می راندید

 جام زهری که به مولای زمان نوشاندید

 

دو دهه خون به دل امت احمد کردید

ظلم بر ملّت مظلوم چه بی­ حد کردید

 

انقلابی که امید ملل مظلوم است

لیبرالیزم در آن جار مزن، محکوم است

 

چه خبر بود در آن دامنه­ ی محفلتان؟

شد مرفه همه­ ی جان و تن و منزلتان

 

و ز تهدیدکِ دشمن زچه رو ترسیدید؟

نسخه­ ی ذلّت امّت ز چه رو پیچیدید؟

 

پای تعلیق چرا در دل ما امضا شد؟

آن تحصّن، ز چه رو مجلس شش برپا شد؟

 

فکر کردید که مردم همه­ شان نادانند؟

دست با دخترکان حُسن شما می­ دانند؟

 

غیرت و همّتِ ملّت، چه به جوش آوردید

همه­ ی هستی ملّت به فروش آوردید

 

امّت امّا که به مولای زمان رو کردند

نفس بی مایه و سست عنصرتان رو کردند

 

در یم قدرت امّت که گرفتار شدید

بی­ شک از مجلس و دولت همه­ تان تار شدید

 

باز امسال هوس پست و ریاست کردید

چهره پنهان بنمودید و سیاست کردید

 

کاخ ها ول بنمودید به کشورگردی

رای جمع کردن و با مردم­مان هم­دردی

 

باز از خط امام لب به سخن بگشودید

راه این بود، وگرنه که شما مطرودید

 

روزها در پی قدرت چه سفر می­ کردید

یادتان هست که احساس خطر می­ کردید؟

 

لیک این بار چه زود، دست شماها رو شد

حرف­تان با طرف اجنبیان هم سو شد

 

راه کج کرده به مکه نرسیدید دگر

و جوابی که ز مردم بگرفتید دگر

 

نه برادر، که کاش، دشمنی­ ات روشن بود

اعظم دغدغه­ ی ملت ما میهن بود

 

دشمنان از طلب خون حسین ترسانند

گیج در هیمنه­ ی امت ما می ­مانند

 

امتی که همه­ ی مکتب او عاشوراست

شرف خون حسین بدرقه­ ی امت ماست 


نوشته شده به قلم اصغر حقيقي مقدم

تاریخ مقاله:

 
آخرین مقالات
آرشیو موضوعی
آرشیو موضوعی
سیاسی
علمی
فرهنگي
تشكيلاتي

Copyright© 2009 YazdJad.com, Design By Mohsen Esmaeili